۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۲, یکشنبه
یه آمپول اساسی نوش جان کردم که نشستنم واسم معضل شده از همه بدتر اون قسمتش بود که تنهایی رفتم درمونگاه آمپول بزنم :( دردش مهم نیست دوست نداشتم تنهایی برم ولی مجبوری بود ایشالا خدا هیچ بنی بشری رو (از جمله دشمنای خونیم) روونه هیچ دکتر و درمونگاه و بیمارستانی و از قبیل جات نکنه .آمین!
|
0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی