۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۴, سهشنبه
خوب قضیه پست قبل همون فبهاالمراد شد و خیال جمعی راحت شد چه خوب شدا خودمو دلداری دادم بعدشم به فال نیک گرفتم و اونی شد که میخواستم :) فقط طفلکی همسر که یه مقدار زیادی رو اعصابش پیاده روی کردم و اینا بنده خدا اصلا به روم نیاورد خوب اگه میخواستم رو اعصاب اون پیاده روی نکنم رو اعصاب کی پیاده روی میکردم خوب :P
|
0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی