خلوت نوشت

خلوت نوشت                                  
......

۱۳۸۸ فروردین ۱۵, شنبه

بالاخره این تعطیلات کذایی تموم شد برگشتیم به زندگی خودمون ، یه سیزده به در مزخرف هم داشتیم که ابدی شدها! بس که حرص خوردم فکر کن وسط باغ پدر همسر اینا نشسته بودیم خوش و شادان یه هو یه سری آدم اومدن که معلوم شد فک و فامیل همکار شوهر خاله همسر ایناست!!!! یعنی فکر کن چقدر نزدیک !!! من موندم اینا چه جوری روشون شد بیام بشینن وسط جمع ما؟! بعد هم یه جوری جمع معذب شد تبدیل شد به مجلس مردا اینور زنا اونور (آیکون تهوع) منم که خوب نشستم وسط جمع زنونه که درصد خاله زنکی جمع در حد لالیگا بود واه واه خدا به دور یعنی مُردم تا این سیزده نحس به در شد همه غرهاشم به جون همسر زدم که این چه وضعیه منو ول نکن تو این جمع خاله زنکها خلاصش اینکه رسما ...ده شد به سیزده به درمون

خلوت نوشت  ||  ۲۱:۲۹||

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی

 

 

صفحه اصلی
ايميل


آرشيو
فوریهٔ 2008
مارس 2008
آوریل 2008
مهٔ 2008
ژوئن 2008
ژوئیهٔ 2008
اوت 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
فوریهٔ 2009
مارس 2009
آوریل 2009
مهٔ 2009
ژوئن 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویهٔ 2010
فوریهٔ 2010
نوامبر 2010
دسامبر 2017
سپتامبر 2018
مهٔ 2020

لينکهايي که ميخونم
مطرود
پرگلک
ويولت
زهرا
روزهاي روشن
فصل گم شده
حرفهای دوستانه
موج
گاهنامه
هندونه
گيلاس خانومي
درمکانی خلوت
خياط باشي
پینگ کنید