من عاشق یادآوری یه سری از لحظات خوبمونم یعنی یه جوری باعث میشه روابطمون با همسر دچار روزمرگی نشه یه جوری شیرین و دوست داشتنیه ،یاد آوری روزایی که یواشکی میرفتیم بیرون و کافی شاپ بازی و ولگردی و پیاده روی فکر کن همسر اون موقع با اون مسیر دورش هروز یا یه روز درمیون اقلش اون همه راه رو میکوبید و میومد که بریم بیرون و نقطه پایان و خداحافظی هم چهارراه ولیعصر بود که هردومون بهش آلرژی پیدا کرده بودیم و چه سخت بود اون خداحافظی های بی بوسه! یادآوری اولین ها ،یادآوری اولین باری که گرمای دستشو حس کردم اولین باری که عمیق نگاهشو حس کردم و ... دوست ندارم هیچ وقت رابطه مون رنگ کهنگی بگیره ...
0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی