بالاخره رفتیم دکتر و در عین ناباوری هفته هفتم بارداری رو اعلام کرد و الان ما صاحب یه جنین 7 هفته ای هستیم خیلی باورش سخت بود خیلی مخصوصا برای منی که همیشه از بچه و بچه داری و وظیفه مادرانه و این صحبتا فراری بودم و نمیخواستم زیر بارش برم چی بگم، کم کم دارم به خودم حالی میکنم که اینم یه واقعیته که باید باهاش کنار بیام فقط با تمام وجودم امیدوارم این دوره بارداری و روزهای اولیه بچه داری که میدونم خیلی سخته رو خدا برام آسون و راحتشو بخواد که هیچ رقمه نمیتونم سختشو تحمل کنم . . .
0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی